۱۳۹۱/۲/۷
حرف‌ها و خاطرات یک تقلیدگر
مصاحبه با تقلیدگر گروه "مدرن تاکینگ" در ایران

از کودکی علاقه به این کار داشتم

موسیقی روز:گروه موسیقی "مدرن تاکینگ" در ایران طرفداران بی شماری دارد، "کامی مالکی" نخستین کسی است که صدای خواننده این گروه یعنی "توماس اندرس" را تقلیید کرد. گزیده ای از ترجمه مصاحبه گزارشگر مجله "جاواپست" با این تقلیدگر را در موسیقی روز بخوانید:
در نمایشگاه بین المللی تهران مراجعان به تمامی غرفه‌ها‌ی مطبوعاتی سر می‌زدند و مرتب به تعداد آن‌ها‌ اضافه می‌شد. هر کدام با روزنامه‌نگاران در خصوص نشریه آن کشور صحبت می‌کردند و سؤال‌هایی می‌پرسیدند. من سرگرم اینترنت و در حال جست و جو برای دریافت اخبار تازه بودم که مردی به غرفه ما آمد و نظر مرا جلب کرد. در حالی که  روبه روی من ایستاده بود، احساس کردم باید هنرمند باشد. از خانم مترجم خواستم تا بتوانم با او گپ و گفتی داشته‌ باشم. مترجم از او خواست که گپی  بزنیم.
وی خود را کامی مالکی، تقلیدگر گروه "مدرن تاکینگ" در ایران معرفی کرد. اسم این گروه برایم آشنا بود. گروه "مدرن تاکینگ" دو خواننده آلمانی توماس اندرس و دیتر بوهلن هستند که از سال 1980 می‌خوانند. کامی گوشی موبایلش را روی یک آهنگ گذاشت و من تا آهنگ را شنیدم، گفتم بله درست است مدرن تارکینگ است. ولی کامی گفت این من هستم که می‌خوانم. خیلی تعجب کردم، چرا که صدایش شباهت بسیاری به خواننده این گروه داشت. باورکردنش کمی مشکل بود. ولی دیدم او دارد آرام با آن آهنگ که آهنگ "شری شری" بود، زمزمه می کند. این آهنگ، از آهنگ‌ها‌ی معروف این گروه قدیمی است. حدسم درست بود، او یک هنرمند بود. از کامی مالکی خواستم تا درباره کارش بیشتر توضیح دهد. او درباره ذوق هنری‌اش خود معتقد است که این باید میراثی از عموی مادرش، استاد "حسین قوامی ‌‌فاخته‌ا‌ی" باشد.
آقای کامی‌، چه عاملی باعث شد شما جذب "مدرن تاکینگ" شوید و کارها‌ی توماس اندرس را بازخوانی‌ کنید؟
چندین سال پیش در لندن با این گروه آشنا شدم. یکی از شبکه های تلویزیونی، آهنگی از خواننده محبوبم، "فرانک سیناترا" را پخش می کرد. وقتی آهنگ تمام شد بلافاصله به ‌مادرم گفتم چقدر صدا و‌آهنگش زیبا بود. مدتی بعد در فروشگاه معروفی در لندن  دوباره همان آهنگ را شنیدم. ایستادم، گوش‌ کردم و سعی ‌کردم با خودم زمزمه کنم. بعد از پنج ماه، در ایران، سراغ کاست‌ها‌ی جدید موسیقی را از یکی اقوام  گرفتم. او چند گروه و خواننده را نام برد. که گروه "مدرن تاکینگ" هم جزو آن‌ها‌ بود که آلبومش با همان آهنگ به ایران رسیده ‌بود. آن را کپی کردم و همان روز سعی کردم آن را بازخوانی کنم.
 
کسانی‌ که گفتند صدای شما شبیه توماس اندرس است، اهل موسیقی بودند؟
 بله، یکی از انها عموی مادرم استاد قوامی‌‌ استاد مسلم آواز فارسی ا‌ست، که بیشتر خوانندگان قدیمی‌‌ایران شاگردان استاد قوامی ‌‌بوده‌ا‌ند.
 
از چه زمانی متوجه شدید صدای خوبی دارید و می‌توانید بخوانید؟
از 4 و5 سالگی که برای خودم زمزمه می‌کردم، متوجه شدم که می توانم بخوانم، تا سن 15-16 سالگی که صدایم پخته‌تر شده بود.
تا به حال چند نوار از روی پانچ ضبط کرده‌اید؟
نوار کاست که هر کدام 90 دقیقه است. البته  2 کاست از آلبوم‌ها‌ی تکی خواننده گروه "توماس اندرس" است  که مربوط به سال 1989-1990-1991 و 1992 خوانده‌ام، همینطور آهنگ "پری کجایی" عموی مادرم استاد قوامی که کمی ریتم آن را تند کرده‌ایم.
آیا هنگام خواندن اضطراب یا نگرانی هم داشتید؟
هر خواننده‌ای هنگام ضبط کارش نگرانی یا لرزش صدا دارد.
 23-24 سال پیش که برای ضبط آهنگ‌ها‌یتان می‌رفتید، آیا قبل از آن تمرین صدا می‌کردید یا آمادگی داشتید؟
بله قبل از ضبط، هر آهنگ را از روی متن آن چندین بار می‌خواندم و بعد برای ضبط کردن آماده می‌شدم. ناگفته نماند که شاید اوایل یا اواسط یا حتی کمی به پایان آهنگ مانده صدایم خراب می‌شد که باید قطع می‌کردیم و از اول می‌خواندم. این برای خوانندگان حرفه‌ای هم پیش می‌آید و همه این مشکل را دارند که باید قبل از شروع  ضبط در استودیو، بایستی ابتدا تمرین و بعد شروع به ضبط کنند. شاید بعضی وقت‌ها‌ یک روز از صبح تا شب طول می‌کشید که یک آهنگ را درست بخوانم. اگر هم نمی‌شد، به روزها‌ی بعد موکول می‌شد.
تا به حال فکر کرده اید که خودتان از کارها‌ی جدیدی که آهنگ سازان می‌سازند استفاده کنید و از کارها‌ی دیگران تقلید نکنید؟
خیر! اما در سال 1986 من از همین‌جا، درتهران، در مسابقه‌ا‌ی شرکت کردم که تعداد زیادی خوانندگان تقلیدگر از کشورها‌ی دیگر درآن شرکت کرده‌ بودند. این مسابقه در آلمان برگزار می‌‌شود. من جزو 5  کشور برنده شدم و از طرف سفارت آلمان در روزنامه "تهران تایمز" در ایران از من تقدیر شد. به‌علاوه در نشریات "براوو" و "پاپ کورن" آلمان نیز به برنده شدن من اشاره کردند.
آیا خودتان از و دستگاهائ  مو سیقی چیزی می‌نوازید؟
خیر، فقط برای ساختن آهنگ‌ها‌یم به استودیو می‌روم و البته می‌توانم کسانی را که برای تمرین یا تست صدا به استودیو می‌آیند ببینم و درباره صدایشان نظر بدهم. ناگفته نماند که متأسفانه بسیاری از کسانی که برای ضبط به استودیوها می‌آیند، صداها‌ی خراب و گرفته دارند و راحت نمی‌توانند بخوانند، حتی آن‌ها‌یی که در حال ضبط صدای این خوانندگان هستند از صدایشان بدشان می‌آید. البته هر کس که پول دارد زود می‌خواهد یک آلبوم پر کند و خیال می‌کند که خواننده معروفی می‌شود. در حال حاضر در تمام دنیا به همین صورت است.
شما به عنوان یک خواننده، برای آن دسته از کسانی که می‌خواهند این راه را ادامه دهند، پیامی دارید؟
 انسان وقتی جلوی آینه بایستد و خودش را نگاه کند و به خودش دروغ نگوید، به دیگران هم دروغ نمی‌گوید. کسانی که می‌خواهند وارد این کار  شوند، در درجه اول باید صدای خوب داشته باشند. در درجه دوم صدای آن‌ها مختص به  خودشان باشد و از صدای شخص دیگری تقلید نکنند. متاسفانه همان طور که اشاره کردم، الان تمام صداها تقلید شده و باید ببینند که این استعداد در آنان هست یا خیر. چون خیلی‌ها می‌آیند پول خرج می‌کنند یا حتی زندگی‌شان را روی این کار می‌گذارند، ولی به هیچ جا نمی‌رسند.  نکته‌ دیگر این  که صدای یک هنرمند را مردم هستند که انتخاب می‌کنند.